درباره وبلاگ

مي خواهم عروسک وار زندگي کنم
تا اگر سرم به سنگ خورد نشکند
تا اگر دلم را کسي شکست چيزي احساس نکنم
تا اگر به مشکلات زندگي برخوردم بي پروا به آغوش صاحبم
که دخترک کوچکي بيش نيست پناه آورم
gooftam_bimarefati@yahoo.com
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
Welcom To My Blog
آبادان
ABADAN
کافی نت com.
نوشته شده توسط محسن در جمعه 30 فروردین1387 ساعت 9:5 موضوع | لینک ثابت
هنگام پاییز 
زیر یک درخت ... مردم
برگهایش مرا پوشاند
و هزاران قلب یک درخت
گورستان ... قلب من شد 
فاصله ای نیست
بین ما فاصله ای نیست بجز فراموشی...
تو را به یاد خواهم آورد...
تو را به یاد خواهم داشت...
تو را هر شب در رویاهایم تکرار خواهم کرد...
و هر روز صبح که بر می خیزم...
گوشه ی لبم لبخندست...
بین من و تو رازهای نگفته ایست...
که هرگز به کلام نخواهم آلود
نوشته شده توسط محسن در جمعه 30 فروردین1387 ساعت 9:2 موضوع | لینک ثابت
گریه نکن نازنینم میرسد روزی که تنهاییت غروب کند...می آید روزی که او نیز بی تاب شود...

کهنه فروشی داد می زد.
کفش های پاره می خرم.
شیشه شکسته می خرم.
لامپ شکسته می خرم.
بی اختیار فریاد زدم.
کهنه فروش قلب شکسته می خری

نوشته شده توسط محسن در جمعه 30 فروردین1387 ساعت 9:1 موضوع | لینک ثابت
خسته ام از نوشتن از عشق ... از نوشتن از این همه احساس ... خسته ام از این کلمات کودکانه ...
خسته ام از دویدن برای رسیدن ... برای رسیدن به هیچ...
خسته ام از شنیدن نجوای ناله های عاشقانه ی عاشقی در کنار در کنج تنهاییهایش...
خسته ام از این اعتیاد قلبم به عشق ... از اعتیاد چشمانم به اشک ... از اعتیاد روحم به غم
خسته ام از این قمار دل ... قماری که آخرش چه برنده باشی چه بازنده بازنده ای بیش نخواهی بود...
خسته ام از جارو کردن خرده شیشه های دل ... خسته ام از مداوا کردن این زخم های کهنه ...
خسته ام از زیر سوال رفتن عشق... خسته ام از دعا خواندن برای رسیدن به تو...
خسته ام .....................
خسته!...
نوشته شده توسط محسن در جمعه 30 فروردین1387 ساعت 9:0 موضوع | لینک ثابت

آنچه که میگویم همه ی آن چیزی نیست که میشنوی ، آنچه که در قلبم نهفته است
همه ی آن چیزی نیست که می گویم .من تنها هستم و تو عشق را نخواهی آموخت
آنچه که میشنوم آن چیزی نیست که میگویی پس من عشق را آموخته ام و تو شاید
تنها نباشی ، من تنها هستم و شاید دیگر راهی نباشد ، من خواب نیستم و تو شاید
بیدار نباشی ، من مست نیستم و تو شاید هشیار نباشی ، و شاید من دیوانه باشم.
نوشته شده توسط محسن در جمعه 30 فروردین1387 ساعت 9:0 موضوع | لینک ثابت

خداحافظ:چه غریب است این واژه وچه غریبتر آنکه برای
همیشه گفته شود....
بگذار بمیرم که دگر همسفری نیست
در سینه من فرصت عشق دری نیست
بعد از تو دلم عرصه تکرار بلا بود
آری دگر از عشق در اینجا خبری نیست
ای مطلع موهوم غزلهای جدایی
تصویر تو در باور چشمان تری نیست
ای عشق برو خیمه به صحرای دگری زن
در سینه ی من فرصت عشق دگری نیست
نوشته شده توسط محسن در جمعه 30 فروردین1387 ساعت 8:59 موضوع | لینک ثابت